محمد مهريار
284
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
خواهيم ديد به هر دو معنى صحيح است . من همواره به ضبط اين آمارگران استناد جستهام چون در محل رفته و نام ديه را از ساكنان آن جويا شدهاند . بههرحال جاز ديه كوچكى است با خانوارى 5 و جمعيتى برابر 21 نفر ( در سال 1345 ) . « 1 » اين ديه را در عداد ديههاى ترقرود نطنز قلمداد كردهاند . ناحيت نطنز و مضافات آن از مراكز تمدن و سكونت آريايى بوده است و صرفنظر از دلايل ديگر وجود نامهاى كهنى چون مزده ( يادآور اهورامزدا ) و مراوند و كوهن و سور و غيره « 2 » باز علامت سابقهء حضارت و تمدن است . دورافتادگى محل از يك سو و كوهستانى بودن آن از سوى ديگر و نبودن معارفات محلى با اصفهان و كاشان و راهبندانهاى سخت زمستان همه سبب شده است كه اين نواحى اصول فرهنگ و زبان خاص خود را نگاهدارند و از اين هر دو ، به تضاعيف گفتوگو كردهايم . « 3 » مىپردازيم به نام آن . واژهشناسى : جاز نه به اين صورت و نه به صورت خاز براى ما به صورت ظاهر معنى ندارد ولى آشكار است كه از دو جزء « ج + آز » و يا « خ + آز » تركيب يافته است . در زبان فارسى حرف « ج » و « خ » هر دو به « ز » تبديل مىشود . « 4 » بنابراين واژه به صورت « زاز » در مىآيد و ما مىدانيم كه جزء اول آن « ز » تخفيف يافتهء « زه » است . چنان كه در نامواژهء زازران و جزء دوم « آز » همان آب است ، مركب از « او » كه به صورت تخفيف يافته به گوش مىرسد و « ز » پسوند نسبت . « 5 » بنابراين جاز معادل « زاز » به معناى جايى است كه آب زه دارد ، يعنى « زهآب » . از همينجا راهى براى كشف معنى جاسك بندر مشهور جنوب ايران پيدا مىشود . جاسك به اجزاى « جاس + ك » تقطيع مىشود ، جزء اول « جاس » همان « جاز » است كه ذكر آن گذشت و « كاف » علامت تصغير است و مىدانيم كه حرف « ز » به « سين » تبديل مىشود و « جازك » معادل جاسك است . جاوان J v n جاوان ديهى است افتاده بر باختر اصفهان و بسيار به شهر نزديك . از اين پيش آن را در عداد
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 95 . ( 2 ) - ن . ك . به : همان نشريه و همان صفحه . ( 3 ) - ن . ك . به : ساير نامواژههاى قديم همين دهستان در اين فرهنگ . ( 4 ) - ن . ك . به : برهان قاطع ذيل حرف « خ » و « ج » و مقدمهء مؤلف دربارهء اين تبديلات . ( 5 ) - ن . ك . به : نامواژههاى آز و آجگرد و نظاير آنها در همين فرهنگ .